ادبیات ریاضی

آرزو داشتم ،کنایتِ کنایه آمیِز  ًکوژو کاو ً معنایی دگر داشت .

من اسیر حل وبحث  ًتوابع پوششیً  و ًیک به یک  ًنگاه های روز مره نخواهم ماند !

من از امروز  ًجبرً  واژه ها را در هم خواهم شکست .

از این پس، ًنزولِ توابعً  نفاق را آرزومندم!

به فرزندم خواهم آموخت :  ًدورانً ، چرخش  ًمتقارنً  روز و شب روزگارنیست .

به شاگردانم می آموزم : احساسِ  ًمبهمً  جاده بی طرحِ  ًفضا ً،پًلکانیً رو به خداست ....

 

چرا می دانم که می دانی ساعتِ گیجِ زمان ،پرسشی بی پاسخ است به نقطه برخوردِ ًخط و منحنیً حیات و ممات ...

در این گنبد  ًدوارً  ،  ًقوسیً  از ً دایره  ًسبز سعادت پیداست ...

در  ًریاضتِ ً شیرینِ روح ، ًارتفاعًِ خیسِ لقا ، سخن های سبز بقا، هویداست ....

تادنیا دنیاست: ًًمساحتِ ً تقویم باصفایِ باغ های اساطیری اندیشه را ًانتهاییً  نیست ...

سپاس بر پیکِ بشارت ،رسول نیک سیرت اسلام (ص) ،که رهنمونمان شد به طریقتِ ًواحدًِ  احدیت ،ابدِ ابدیت ....

بر پایه  ًاصلِ دزارگ ً که  ًخط های موازیً  در فراخنای  ًطول و عرضًِ  رویایی تاریخ به یکدیگر خواهند رسید ....

برای یکی شدن ،پیوند بارستاخیز پر شور طهور ،طلوع در  ًکرانه حضورً  ...

/ 0 نظر / 6 بازدید