فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
فونت زيبا ساز
--------------------

پیغام ورود و خروج

----------------------

ریاضیات علم برتر
Mathmatics ,the best science 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان
Online User
پيوندهای روزانه

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهاریا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال

حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشدرابه تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت ر  ازدرگاه خداوند متعال و سبحان برای شماعزیزان مسئلت مینماییم.

 

یا مقلب، قلب من در دست توست ، یا محول ،حال من سزمست توست ، کن تو تدبیری که در لیل و نهار ، حال قلب من شود همچون بهار

 

سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت بادت اندر شهریاری برقرار و پردوام سال خرم ، فال نیکو ، مال وافر،حال خوش اصل ثابت ،نسل باقی ،تخت عالی ،بخت رام ،سال نو مبارک


نوروز، از جشن‌های باستانی ایرانیان است. در زمانهای کهن، جشن نوروز در نخستین روز فروردین (معمولاً مطابق با ?? مارس) آغاز می‏شد، ولی مشخص نیست که چند روز طول می‏کشیده‏است. در بعضی از دربارهای سلطنتی جشن‏ یک ماه ادامه داشته ‌است. مطابق برخی از اسناد، جشن عمومی نوروز تا پنجمین روز فروردین برپا می‏شد، و جشن خاص نوروز تا آخر ماه ادامه داشت. شاید بتوان گفت، در طی پنج روز اول فروردین جشن نوروز جنبه ملی و عمومی داشت، در حالیکه طی باقیمانده ماه، هنگامی‏که پادشاهان مردم عادی را به دربار شاهنشاهی می‏پذیرفتند جنبه خصوصی و سلطنتی داشت.

تاریخچه

جشن نوروز از آیین‌های باستانی و ملی ایرانیان می‌باشد. جزئیات چگونگی این جشن تا پیش از دوره هخامنشیان بر ما پوشیده‌است. در اوستا نیز هیچ اشاره‌ای به این جشن نشده‌است. همچنین از دید مذهب و باورهای دینی ایرانیان باستان در ارتباط با این جشن اطلاعاتی در دست نیست. اگرچه مطالبی کلی در تعداد اندکی از کتابهای نوشته شده در روزگار ساسانیان درباره جشن نوروز وجود دارد.

با استناد بر نوشته‌های بابلیها، شاهان هخامنشی در طول جشن نوروز در ایوان کاخ خود نشسته و نمایندگانی را از استان‌های گوناکون که پیشکش‌هایی نفیس همراه خود برای شاهان آورده بودند می‌پذیرفتند. گفته شده که داریوش کبیر، یکی از شاهان هخامنشی (??? - ???)، در آغاز هر سال از پرستشگاه بأل مردوک، که از خدایان بزرگ بابلیان بود دیدن می‌کرد.همچنین پارتیان و ساسانیان همه ساله نوروز را را با برپایی مراسم و تشریفات خاصی جشن می‌گرفتند. صبح نوروز شاه جامه ویژه خود را پوشیده و به تنهایی وارد کاخ می‌شد. سپس کسی که به خوش قدمی شناخته شده بود وارد
می‌شد. و سپس والامقام‌ترین موبد در حالی که همراه خود فنجان، حلقه و سکه‌هایی همه از جنس زر، شمشیر، تیر و کمان، قلم، مرکب و گل داشت در حین زمزمه دعا وارد کاخ می‌شد. پس از موبد بزرگ ماموران حکومت در صفی منظم وارد کاخ شده و هدایای خود را تقدیم شاه می‌کردند. شاه پیشکش‌های نفیس را به خزانه فرستاده و باقی هدایا را میان حاضران پخش می‌کرد. ?? روز مانده به نوروز، دوازده ستون با آجرهای گلی در محوطه کاخ برپا شده، و دوازده نوع دانه گیاه مختلف بر بالای هریک از آنها کاشته می‌شد. در روز ششم نوروز، گیاهان تازه روییده شده بر بالای ستونها را برداشته و آنها را کف کاخ می‌پاشیدند و تا روز ?? فروردین که به آن روز مهر می‌گفتند، آنها را برنمی داشتند.

جشن‌هایی که از آن روزگار به یادگار مانده، هیچ یک به طول و تفصیل نوروز نیست.
نوروز جشنی است که یک جشن کوچک‌تر (چهارشنبه سوری) به پیشواز آن می‌آید و جشنی دیگر
(سیزده به در) به بدرقه آن. و نماد آن انداختن سفره هفت سین است.

نوروز در گذشته دارای آداب چندی بوده‌است که
امروز تنها برخی از آنها برجای مانده و پاره‌ای در دگرگشت‌های زمانه از بین
رفته‌اند. از رسم‌های بجا مانده یکی راه افتادن حاجی فیروز است.

نوروز
در آیات و روایات

در کتاب بحارالانوار علامه مجلسی درباره نوروز روایات متعددی وجود دارد، در جلد ? ???بیش از ? ???صفحه به نقل از امام صادق نقل شده‌است که به معلی بن خنیس فرمودند:ای معلی! همانا نوروز روزی است که پروردگار جهان از بندگانش پیمان گرفت که او را پرستش کنند، به او شرک نورزند و به پیامبران و امامان ایمان بیاورند، نوروز اولین روزی است که خورشید در آن طلوع کرد و بادهای ناگهانی وزیدن گرفت و ستاره زمین در چنین روزی ایجاد شد، روزی است که علی در نهروان پیروز شد و گلهای زمین در آن روز خلق شد، در چنین روزی کشتی نوح بر کوه جودی نشست، همان روزی که جبرئیل بر پیامبر نازل شد، همان روزی که ابراهیم بتها را شکست، روزی که پیامبر؛ علی را بر دوش خود حمل کرد تا بتهای قریش را سرنگون کند و در چنین روزی است که مهدی ظهور خواهد کرد

پشوتن مجاسنجا راجع به نوروز می نویسد: ایرانیان باستان پیش از آنکه تحـول سال واقـع شودسراپـای خود را پاک کرده، جامـه ی نو می پوشنـد، بـا سـرودن اوستـا و انجـام تشـریفـات مذهبـی بر سـر سفـره نـوروز بـه انتظـار شنیـدن صـدای کـوس 
و دهـل شاهـی کـه آغـاز نـوروز بود می نشسته.

وقتی لحظه ی نـوروز می شـد
ابتـدا ریش سفیـد یا سالمند ترین عضو خانواده برخاسته و به هر یک از اهل خانه سه
قاشق عسل با سه دانه آب نبات یا شیرینـی دیگـر با سه دانه سکه زریـن یا سیمین و سه برگ سبزه داده به آن ها تبریک نـوروزی می گفت.  سپس همه ی خانواده بر
پا ایستـاده با صـدای بلنـد اوستـا می تنـدرستـی را می سرودند و بـرای خـود و
بستگـان از  اهـورامـزدا فراخ روزی و نیکنـامی و شـادکـامی خواستار می شدند.

امروزه نیـز مراسم نوروز
در میان زرتشتیان به همـان منوال قبل است و جشن تا (21) روز ادامه دارد. عدد 21
نماینده نماز مقدسی است که  یتا اهر نام دارد ودارای 21 کلمه می باشد.
هم چنین 21 توپ در جشن نوروز به یاد همین 21 کلمه ی نماز خالی می شه

یکی از تشریفات
نوروز هفت سین است.هفت سین یادی است است از هفت اشا سپند دردین زرتشت ـ درگذشته دراین سفره هفت جورمیوه یا گل که نمادی از هفت اشاسپند بود به یاد آنان قرار می دادند.

ریشه های تاریخی نوروز
اکثر مردم نوروز و جشنهای جنبی
آن  را جشن هایی با گذشته صد در صد ایرانی می دانند. بعضی از این مراسم، بخصوص
چهارشنبه سوری، بخاطر اهمیت آتش در آن، حتی وابسته به دین زرتشت دانسته شده. از
طرفی، شواهد مختلف نشاندهنده این مطلب هستند که این جشنها تاریخی فراتر از قوم
"ایرانی" (به معنای قوم هندو-اروپایی مهاجری که در حدود سال 3000 سال قبل به ایران آمدند) دارند و احتمالا" از مراسم قبل از
آریایی این فلات سرچشمه می گیرند و چه بسا اقوام عیلامی، کاسی، گوتی و دیگر اقوام
باستانی نیز آنها را جشن می گرفته اند.
منبع اطلاعات ما در مورد باورهای اقوام
هندو- ایرانی و بعدا" ایرانی، در درجه اول قدیمترین قسمتهای اوستا و در حالت دوم،
مقایسه باورهای دیگر مردم هندو-اروپایی (بخصوص هندو-آریایی ها) با باورهای ایرانیان
باستان است. ریگ ودا، قدیمیترین بخش وداهای هندو-آریایی، یکی از بهترین منابع موجود
برای پی بردن به اصول اعتقادی و جشنها و مراسم اقوام آریایی (هندو-ایرانی) است.
باورهای اقوام دیگر مانند سکاها، نورستانی ها، و مردم ایرانی زبانی که در
ماوراالنهر و مناطق شرق کوه های پامیر زندگی می کردند نیز می توانند الگوهای ما
برای فهمیدن باورهای ایرانی های باستان باشند.
در اوستا، بخصوص در گاثاها و بقیه
یسناها که قدیمی ترین بخش های این کتاب هستند، هیچگاه صحبتی از نوروز و جشنهای
وابسته به آن نشده است. مراسم اوستایی اصولا" نیایشهایی به امشاسپندان مختلف و فره
وشی ها هستند. یسناها سرودهایی هستند که برای ستایش میترا، آناهیتا، ورونا، هوم، و
دیگر امشاسپندان نوشته شده اند که در جشنهای وابسته به آنها باید خوانده شوند (کلمه
های "جشن" و "یسنا" از یک ریشه هستند). در نتیجه، دربخشهای قدیم اوستا ذکری از
جشنهای نوروز، چهارشنبه سوری، سیزده بدر و یا حتی سده نداریم. نخستین نشانه از
نوروز در اوستا، در فرگرد دوم "ویدیودات" است که در ضمن توضیح زندگی "ییم" (جمشید)،
به دستور برگزاری نوروز نیز اشاره شده (این روایت را فردوسی نیز ذکر می کند). اما
ویدیودات از اخیرترین بخش های اوستاست که به احتمال زیاد یا در دوران ساسانی نوشته
شده و یا در آن دوران به طور کامل بازنویسی شده و بسیاری از باورهای زرتشتی ساسانی
در این کتاب وارد شده.
با نگاه کردن به باورهای مندرج در ریگ ودا نیز اثری از
مراسمی مانند جشنهای بالا نمی بینیم. جشن شروع سال در نزد این اقوام اهمیت زیادی
نداشته و ذکر خاصی از برگزاری مراسم بخصوصی برای آن نمی کنند. همچنین در باورهای
مردم نورستان افغانستان که تا صد سال قبل که به جبر مسلمان شدند، زیر نام "کافران"
به پرستش خدایان باستانی هندو-ایرانی ادامه می دادند، هیچ اثری از نوروز وجود
ندارد، هرچند که جشنهای سنتی نزد این مردم کاملا" حفظ شده است.
از طرفی، با نگاه
کردن به طرز زندگی اقوام هندو-ایرانی و مقایسه آن با اقوام ساکن ایران و بین
النهرین، می توانیم به نتایجی در مورد ریشه های تاریخی نوروز و جشنهای دیگر مربوط
به آن برسیم. اقوام هندو-ایرانی بطور اعم، از راه دامداری و پرورش اسب زندگی می
کردند و زندگی آنها برمبنان کوچ نشینی بنا شده بود. این طرز زندگی به این معنی بود
که هندو-ایرانی های باستان (مانند سکاهای دوران تاریخی، سرمتها، هیونها، مغولان، و
ترکها) به دنبال حیوانات خود برای پیدا کردن چراگاههای سرسبز روان بودند. در دشتهای
محل سکونت این اقوام، فقط دو فصل زمستان و تابستان معنی داشت و به دلیل طبیعت
نامعمول آن، خط تقسیم و زمان این دو فصل همواره نامعلوم بود.
اما مردم ساکن فلات
ایران، عیلامی ها، کاسی ها، گوتی ها، اورارتو، میتانی ها، و تا حد بیشتری مردمان
ساکن بین النهرین، وابسته به زندگی کشاورزی ساکن بودند. این بدین معنی بود که ترتیب
کاشت، داشت، و برداشت محصولاتی نظیر گندم، مشغله اصلی این مردم محسوب می شد و زمان
انجام هرکدام از این وظایف، اهمیت خاصی داشت. می بینیم که نوشتن تقویمهای نجومی که
برمبنای آن حصول فصلها را معین می کردند، از دستاوردهای این مردم است. طغیانهای
سالانه رودخانه ها، شروع فصل گرما، زمان برداشت محصول، زمان رها کردن نوبتی زمین
ها، همه و همه از مشغولیات زندگی کشاورزی بوده و هستند. به همین دلیل، تقسیم سال به
دوازده ماه و چهار فصل (که حضورشان در این منطقه کاملا" حس می شد)، تقسیم ماه به
بیست و هشت روز (بر مبنای تقویم قمری) و وضع کردن هفته، همه از تقسیمات مردم سومر و
بابل بود که از طرف مردمان همسایه آنها نیز استفاده می شد.
از جشن گرفته شدن
آغاز بهار در بابل باستان مدارک بسیاری در دست داریم. در روز آغاز بهار، پادشاه به
سوی معبد مردوک، خدای بابل، می رفت و با در دست گرفتن دستهای این خدا، حمایت او را
از سلطنت خود نشان می داد. بعد از این مراسم، پادشاه به قصر سلطنتی باز می گشت و
دستور بارعام می داد که همه مردم می توانستند به ملاقات پادشاه بیایند. اهمیت این
مراسم را در آنجایی می توانیم ببینیم که بعد از تسخیر بابل از طرف کورش، پادشاهان
پارسی تا زمان خشایارشا نیز هرساله این مراسم را انجام می دادند. پایان جشنهای
بهاری در روز سیزدهم بهار (که اولین بار در افسانه های بابلی به عنوان عدد شوم
شناخته شد) با رفتن همه اهالی شهر، از جمله شخص پادشاه، به طرف دشتهای خارج از شهر
اعلام می شده (نمونه این رسم را می توان در داستان حضرت ابراهیم مشاهده کرد).
از
سوی دیگر، بسیاری از فرهنگ های جهان، از بابل باستان گرفته تا سلتهای اروپایی،
مراسمی مانند برافروختن آتش در پایان فصل برداشت دارند. اصولا" روشن کردن آتش بعد
از خرمن چینی جزو مراسم بسیار معمول همه جوامع کشاورزی بوده و حتی امروزه نیز در
کشورهای اروپایی می توان نظیر آن را مشاهده کرد. در ایران نیز امروزه در طی مراسم
جشن سده (که جشن رسمی پایان فصل برداشت بوده)، برافروختن آتش مرسوم است. به همین
ترتیب، می توان روشن کردن آتش در چهارشنبه سوری را نوعی از همین مراسم
دانست.
بطور خلاصه، می شود حدس زد که جشن آغاز بهار و مراسم روشن کردن آتش و
خارج شدن از شهر، از آیینهای جوامع کشاورزی مقیم ایران بوده است. اما اقوام ایرانی
بعد از مهاجرت به این کشور و ساکن شدن در آن، به اقتباس این مراسم پرداختند و با
وارد کردن بعضی از عقاید خود (تشبیه حلول بهار به پیروزی راستی بر دروغ)، آنرا
تبدیل به جشنی کاملا" ایرانی کردند. این جشن، که شاید از دورانی حتی قبل از زمان
هخامنشی بوسیله این مردم برگزار می شده، تا مدتها جشنی مردمی بوده که توانسته به
دلیل طبیعت غیر دینی و غیر سیاسی خود، به جشنی عمومی برای همه مردم تبدیل شود و کم
کم به صورت جشنی درآید که حتی دستگاه دولتی اشکانی و ساسانی نیز آنرا به عنوان
مراسم رسمی خود انتخاب کند.

نوروز امروز
امروزه، نوروز جشن اصلی بسیاری از مردم
آسیای غربی است. کشورهایی که حتی هیچگاه تحت سلطه سیاسی ایران نبوده اند، آنرا به
عنوان یکی از جشنهای اصلی خود محسوب می کنند. هرکدام از ملیتهای مختلف، مراسم خاص
خود را برای جشن گرفتن نوروز دارند، اما همه این جشن را "نوروز" می نامند و آمدن آن
را مقارن با حلول بهار حساب می کنند.
در ایران وافغانستان، نوروز همچنین آغاز
سال رسمی کشور است که از ابتدای ماه فروردین محسابه می شود. استفاده از سال خورشیدی
از دوران هخامنشیان در ایران معمول بود، هرچند که آغاز گاهشماری چندین بار در
دورانهای مختلف تغییر کرده است. در دوران ساسانی به دلیل رعایت نکردن اصول کبیسه،
در چند مورد نوروز در فصول اشتباه مانند میانه تابستان جشن گرفته شد. این مشکل گاه
شماری بوسیله ستاره شناس بزرگ، عمر خیام، در قرن ششم هجری حل شد و از آن تاریخ،
تقویم "جلالی" به عنوان تقویم خورشیدی کشور انتخاب شد، هرچند که رسمی شدن آن به
عنوان تقویم کشور، تا قرن چهاردهم خورشیدی (آغاز همین قرن ما) به طول انجامید. یکی
از مسایل مهم، رعایت کردن کبیسه صد و بیست ساله ایست که بوسیله عمر خیام توصیه شده
و در بار آخر در زمان فتحعلی شاه قاجار رعایت شده. عدم رعایت این کبیسه، باعث به هم
خوردن تدریجی تاریخ سال تحویل می شود که شروع زودرس سال 1383،
آنرا بصورت محسوسی در آورده است.
نام ماه های تقویم خورشیدی بارها تغییر کرده.
در دوران هخامنشی، نامهایی استفاده می شد که بعد از دوران هخامنشی به فراموشی سپرده
شد. نام ماهها در دوران ساسانی بر مبنای نشانه های زرتشتی وضع شد که تقویم ماهانه
ساسانی که فاقد هفته است و در آن هرروز ماه یک نام دارد، بهترین اثر باقی مانده از
آن است. در بیشتر دوران اسلامی، اسامی بابلی/آرامی ماههای مانند "تموز" و "نیسان"
مورد استفاده بود، اما با برقراری تقویم جلالی به عنوان تقویم رسمی ایران در اوایل
قرن جاری خورشیدی، اسامی ساسانی نیز دوباره برقرار شدند که متاسفانه تلفظ آنها در مواردی تغییر کرد.


منبع:

http://www.shaparakdaily.ir/shaparak/News.aspx?NID=14502

http://tarikhema.parsiblog.com/Archive

 

[ دوشنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩۱ ] [ ٢:٤۳ ‎ب.ظ ] [ یوسف صبحی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

زندگی بافتن یک قالیست. نه همان نقش و نگاری که خودت میخواهی، نقشه را اوست که تعیین کرده. تو در این بین،فقط میبافی. نقشه را خوب ببین. نکند آخر کار،قالی زندگیت را نخرند.... "سهراب سپهری"
IS
امکانات وب



بیست تمپ


وبلاگ
نیاز پو
Online User