فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
فونت زيبا ساز
--------------------

پیغام ورود و خروج

----------------------

ریاضیات علم برتر
Mathmatics ,the best science 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان
Online User
پيوندهای روزانه

قال علی (ع): من علمنی حرفاً فقد صیرنی عبداً (درختان زنده اند چون می بخشند. و اگرنبخشند،خود را هلاک کرده اند.) حیات معنوی معلم در بذل و بخشش است. حیات شمع در سوختن است.چون نسوزد مرده ای بیش نیست 

عشق یعنی مهر بی چون و چرا * عشق یعنی کوشش بی ادعا عشق یعنی مهر بی اما ، اگر * عشق یعنی رفتن با پای سر عشق یعنی دل تپیدن بهر دوست *عشق یعنی جان من قربان اوست.

 

وقتی بهار از راه می‌رسد و سردی زمستان را از یادها می‌برد، دوستی‌ها دوباره جان می‌گیرند و جانداران زندگی را از سر می‌گیرند. انسانها می‌توانند با خاطری آسوده یکدیگر را دوست داشته باشند. شقایق سرخ، زیبا و کوچک، هر
چند عمر کوتاهی دارد اما با ایمان کامل می‌گوید که آن چه می‌ماند، دوستی است. او می‌داند که بسیاری هستند که برای ماندن و گذراندن پوسته‌ای ضخیم بر تن می‌کنند و زمستان را در خوابی عمیق به سر می‌برند اما هرگز به زندگی آنها حسرت نمی‌برد. او تنها در اندیشه بهار و زیستنی زیبا است. تو آموزگار «خوبی»، پاسبان «دوستی» و هم‌نفس باد بهاری هستی. شقایق‌ها بر تو درود می‌فرستند.

روزتان مبارکباد . قدردانی از معلم ٬تجلیل از باغبانیست که هرصبح با سبدی از صمیمیت وارد کلاس میشود و فردا را بر شاخه قلبها پیوند می زند.هدف و مقصد آفرینش را تبیین کرده و سلامتی جامعه را تضمین می کند.این هفته و
روز گرامی به شما معلمینی که چونان شمع میسوزید و محفل جانها را بر می افروزید٬ تبریک میگویم. از صمیم قلب دوستت دارم و همیشه و هر لحظه به یادتان هستم و انشا الله هر کجا باشید سلامت ، خوش و خرم باشید.

خاک پای استاد شدن در نزد ما یک آرزو است گر استاد قابل
بداند جان من تقدیم اوست.

 

 


خانه دوم

مدرسه، خونه دوم همه بچه مدرسه ای هاست. توی این خونه، آقامعلم وخانم معلم، به
جای پدر ومادر هستند و دانش آموزای کلاس که با هم دوست و رفیق اند، مثل خواهر و
برادرند. خلاصه، خونه دوم همه ما، اون قدر جذاب و قشنگه که هیچ چی از خونه اول کم
نداره. معلم، چراغ این خونه رو روشن نگه می داره. دست مهربونش رو به سر بچه ها می
کشه و همه اون ها رو سر سفره علم خودش مهمون می کنه. اون وقت به اندازه اشتهای هر
دانش آموز، غذای علم و دانش به اون ها می ده. بچه ها! هر قدر می تونید از غذاهای
رنگارنگ معلم بر سر سفره دانش بخورید که پرخوری کردن درکنار سفره علم و دانش، نه
تنها بد نیست؛ بلکه خیلی هم خوبه.

کوله بار دانش

یک کلاس بود و چند تا نیمکت. تو هر نیمکت، چند تا دانش آموز و هر دانش آموز با
چند تا کتاب. کلاسْ یک چیزی کم داشت و همه منتظر بودند. از دور، صدای پا اومد. یک
نفر به کلاس نزدیک شد. چند ثانیه بعد، کسی وارد کلاس شد. بله، انتظار تموم شده بود
و آقا معلم به کلاس اومده بود. بچه های کلاس با صدای برپای مبصر، روی پا ایستادند.
معلم، نگاه مهربونش رو به بچه ها انداخت. بعد تشکر کرد و همه نشستند. معلم به سمت
تخته سیاه رفت. گچ برداشت و شروع کرد به نوشتن. این کار هر روزش بود. او هر روز
پنجره ای به سمت باغ پر گل دانش باز می کرد و ما رو به اون جا می برد و ما هر روز
وقت ظهر، پس از گشت و گذار توی باغ دانش، با کوله باری از چیزهایی که یاد گرفته
بودیم، به خونه هامون برمی گشتیم.

روز سپاس

روز معلم، روز تشکر و قدردانیه. روز سپاس ازمعلمای عزیزمونه که برای ما خیلی
زحمت می کشند؛ اون هایی که تمام وقت خودشون رو برای با سواد کردن ما بچه ها، صرف می
کنن و با تلاش زیاد، به ما خواندن و نوشتن یاد می دن. آرزوی همه معلم ها، اینه که
ما درس بخونیم، به شهر علم و دانش وارد بشیم و از صحرای خشک و بی آب و علف نادونی
بگذریم…! این طوری وقتی بزرگ می شیم، آدم موفقی می شیم و پیروز و سربلند، زندگی می
کنیم و به انسان های دیگر هم کمک و خدمت می کنیم. ما می تونیم با درس خوندنمون،
آرزوی معلم های زحمت کش رو برآورده کنیم.

یک معلم بزرگ

امروزکه روز معلمه، همه جا حرف از یک معلم بزرگه. یک روحانی عالم و دانشمند که
شاگردهای زیادی داشت و علم و دانش فراوان خودش روبه اون ها یاد می داد. اسم او
مرتضی بود؛ مرتضی مطهری. شهید مطهری، یک نویسنده بزرگ هم بود و کتاب های زیادی
نوشت. مردم ایران،شهید مطهری رو خیلی دوست داشتند و قدر معلم بزرگی مثل او رو می
دونستند و از او درس های فراوانی گرفتند. اما در دل یک شب تاریک، نقشه شوم آدم های
نادون، مطهری رو از ما گرفت. خبر شهادت او، مردم ایران رو در غم بزرگی فرو برد. بچه
ها! هر سال، دوازدهم اردیبهشت، روز شهادت این معلم بزرگ که می شه، ما یک تصمیم بزرگ
می گیریم؛ تصمیم بر این که مثل او راه دانش رو ادامه بدیم.

مثل یک باغبان

معلم، مثل یک باغبون زحمت کشه که بامراقبت و توجه او، گل ها رشد می کنن. معلم،
باغبون باغ مدرسه است و شما دانش آموزای خوب، گل های این باغید. اولِ مهر که مدرسه
ها باز می شه، معلم، شروع به کار می کنه. معلم با هر درسی که به دانش آموزای خوبش
میده، بذر دانش رو درذهن اون ها می کاره و اون ها رو آبیاری می کنه تا این که یواش
یواش، بچه ها چیزهای بیش تری یاد می گیرن و ریشه و برگ دانش پیدامی کنن. بعد که علم
ودانش اون ها بیش تر و بیش تر می شه، گل دانایی شکوفه می کنه و گل های رنگارنگ علم
و دانش تو کلاس، به وجود می آن. بله بچه ها، آخر سال که شما با کارنامه قبولی
ازمدرسه بیرون می آیید، گل های زیباو خوشبویی هستیدکه به دست باغبون مهربونتون،
معلم زحمت کش، شکوفه کردید.

الگوی خوب

مریم، یک سیب سرخ جلو خودش گذاشت و یک نقاشی از روی اون تو دفترش کشید. سیب سرخ،
الگوی قشنگ وزیبایی بود و نقاشی مریم نمره بیست گرفت. دفتر زندگی ما هم، پر از
نقاشی های جور واجوریه که به وسیله کارها و رفتارها و حرف های ما کشیده می شن. بچه
های گلم! تو دفتر نقاشی زندگی، معلم، الگوی خیلی خوبیه؛ چون معلم، آدم با اخلاق، با
ادب و با ایمانیه که اگه همه ما سعی کنیم مثل او باشیم، کارهای درست انجام بدیم و
راستگو باشیم، اون وقت ما هم مثل او، انسان مفیدی می شیم که همه بهمون افتخار می
کنن. ما هم مثل معلم، الگو می شیم تا بچه های دیگه از روی رفتار و حرف های ما نقاشی
کنند و دفتر زندگیشون، ازکارها و فکرای خوب پر بشه.

معلمی، شغل پیامبران

تو کلاس جواد، بالای تخته سیاه، تابلوی کوچیکی وجود داره که با خط زیبا نوشته
شده «معلمی، شغل انبیاست». وقتی زنگ آخر به صدا در اومد و جواد به خونه رسید، از
پدرش خواست تا درباره این جمله برای او توضیح بده. پدر که در حال خوندن یک کتاب
بود، کتاب رو بست و گفت: ببین پسرم، کار پیامبران، مثل کار معلمان، یاد دادن خوبی
هاست. خدای بزرگ، پیامبران رو برای تعلیم و تربیت مردم فرستاده و معلم هم در مدرسه،
دقیقا همین کار رو انجام می ده. او به بچه ها علم و دانش یاد می ده، و اون ها رو به
سمت خوبی و نیکی، راهنمایی می کنه، پس شغل معلمی هم مثل کار پیامبران، خدایی و
مقدسه و همه ما باید مثل پیامبران، به معلمای خوبمون احترام بگذاریم و اون ها رو
دوست داشته باشیم.

بهترین هدیه

امروز که روز معلمه، هر کسی دوست داره یک چیزی به معلمش هدیه بده، از زحمت های
او تشکر کنه و اونو خوشحال ببینه. امروز، خانم معلم بعد از این که کادوهای بچه ها
رو گرفت و از اون ها تشکر کرد، گفت: بچه های گلم، چیزی که منو خیلی خوشحال می کنه،
خوب درس خوندن شما و نمره های بیست شماست. من وقتی می بینم شما درس هاتون رو خیلی
خوب یاد گرفتید، خیلی خوب درس می خونید و به اون علاقه دارید، از ته دل خوشحال می
شم، خستگی خودم رو فراموش می کنم و برای یاد دادن به شما، نیرو می گیرم. بچه های
کلاس هم که به راز خوشحالی واقعی معلم پی برده بودند، تصمیم گرفتند همگی حسابی درس
بخونن تا خانم معلم رو خوشحال کنند.

دغدغه معلم همیشه این است که حیات بشر، بر مدار ارزش ها و کرامت انسانی بچرخد و شناخت خدا و مکتب و دین، همت اساسی آدمی باشد و هیچ بیگانه ای را مجال تجاوز به فرهنگ ارزشی دین و میهن فراهم نیاید.

در این مسیر خطیر، بزرگانی گام نهاده اند که نامشان بر تارک زمان می درخشد.
علامه شهید استاد مرتضی مطهری (رحمه الله) از همین طایفه مقدس است که در سنگر تعلیم
و تعلم، به قله های رفیعی دست یافت تا آنجا که معمار انقلاب اسلامی ـ که خود معلمی
بزرگ است ـ همه آثارش را مفید می داند و بهره برداری از آنها را سفارش می کند …

مفهوم علم

ـ امروزه در زبان پارسی و عربی کلمه «علم» به دو معنای متفاوت بکار برده می
شود.

1- معنای اصلی و نخستین علم، دانستن در برابر ندانستن است. قرآن کریم به این
معنا اشاره دارد که  « هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون» «آیا یکسانند آنان
که می دانند و آنان که نمی دانند.» (زمر/ 9)از این منظر به همه دانستنیها صرف نظر
از نوع آنها علم گفته می شود مطابق این معنا، اخلاق، ریاضیات، فقه، ‌دستور زبان،
مذهب، زیست شناسی و نجوم همه علم اند… کلمه  Knowledge در انگلیسی و Connaissance 
در فرانسه معادل این معنا علم اند.

2-کلمه علم در معنای دوم منحصراً به دانستنی هایی اطلاق می شود که بر تجربه
مستقیم حسی مبتنی باشند… علم در این جا در برابر همه دانستنیهایی قرار می گیرد که
آزمون پذیر نیستند. اخلاق (دانش خوبی ها و بدیها) متافیزیک (دانش احکام و عوارض
مطلق هستی) عرفان (تجارب درونی و شخصی) منطق (ابزار هدایت فکر) فقه، اصول، بلاغت، و
… همه بیرون از علم به معنای دوم آن قرار می گیرند و همه به این معنا غیر علمی اند
کلمه SCIENCE در انگلیسی و فرانسه معادل این معنا علم اند.

دیده می شود که علم در این معنا بخشی ازعلم به معنای اول را تشکیل  می دهد و به
سخن دیگر علم تجربی نوعی از انواع دانستنیهای بسیاری است که در اختیار بشر می تواند
قرار گیرد. رشد علم به معنای دوم عمدتا از آغاز دوره رنسانس به بعد است در حالیکه
علم به معنای مطلق آگاهی (معنای اول) تولدش با تولد بشریت هم آغاز است. آیه قرآنی
«خلق الانسان علمه البیان» (خداوند رحمن انسان را آفرید و بیان را به وی تعلیم داد/
رحمن/4و3) بهترین موید این معناست.

معنای عالم با توجه به دو تعریف از
علم

ـ در نگاه اول به علم که نگاه ترکیبی به معرفت است خداوند معلم اول و پیامبر
معلم ثانی است چرا که پس از تعلیم آدم توسط خداوند دستور «قال یا آدم اننبئهم
باسمائهم» (ای آدم ملائکه را به این اسماء آگاه ساز/ بقره 33) آدم علیه السلام داده
شده این بدان جهت است که اساساً هدف آفرینش انسان با علم و معرفت پیوند ناگستنی
دارد در بیان رسا و جامع سید شهیدان امام حسین (ع) این معنا به خوبی  روشن است  که:
«ما خلق العباد الا لیعرفوه،‌ فاذا عرفوه عبدوه» (بندگان را نیافرید مگر برای آن که
او را بشناسند پس چون او را شناختن عبادتش خواهند کرد. ـ در این معنا هدف از ارسال
معلم ثانی ارائه معرفتی است که انسان بواسطه آن به عبادت  می رسد «هو الذی بعث فی
الامیین رسولاً منهم تیلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب  و الحکمه و ان
کانوا من قبل لفی ضلال مبین» (اوست خدایی که پیامبر بزرگوار از میان شان  برانگیخت
تا بر آنان آیات وحی را تلاوت کند و آنان را پاک سازد و شریعت کتاب و حکمت الهی  را
بیاموزد که پیش از این همه در ورطة جهالت و گمراهی بودند (جمعه/2) در این آیه همه
علوم از جمله بیان، اخلاق،‌ تعلیم کتاب و حکمت، برای رهایی از گمراهی  و یافتن راه
هدایت (عبادت) توسط پیامبر (ص) معرفی شده است. ـ در نگاه دوم که نگاه تفکیکی به
شاخه ای معرفت است. معلم اول ارسطو است چرا  که «وی نخستین واضع علم منطق بود … و
راه دلیل و برهان منطقی را باز نمود و معلم ثانی نیز ابونصر فارابی است  بخاطر آنکه
او اول بار کتب  حکمت یونانی را  که  ارسطو و غیره تحریر کرده اند از یونانی به
عربی ترجمه کرد و تعلیم داد….
ارزش و
مقام معلم

شرافت و مرتبت معلم زمانی اهمیت دارد که بتواند شان
خداوند و پیامبران را در  وجود خود محقق سازد و پیوند انسان به هدف متعالی خلقت
یعنی عبادت را برقرار سازد. لذا در این تعریف شهید مرتضی مطهری یکی از آن معلمان
راستین است که اولاً با نگاه  ترکیبی  به همه معارف بشری نظر می کند و ثانیا  تمامی
تلاشهای علمی و عملی را  مقدمه ای برای عبادت می داند و در این راه به مرحله سوم
دینداری راه می یابد و  با شهادت، عبادت عملی و علمی خود را کامل می سازد. خداوند
را می خوانیم که او  رابا سالار و سرور شهیدان امام حسین (ع) محشور سازد.

هنر معلمی:

معلمی شغل و حرفه نیست، بلکه ذوق و هنر توانمندی است معلمی در قرآن به عنوان
جلوه ای از قدرت لایزال الهی نخست ویژه ذات مقدس خداوند تبارک و تعالی است. در
نخستین آیات قرآن که بر قلب مبارک پیغمبر اکرم (ص) نازل شد، به این هنر خداوند
اشاره شده است:

اقرا باسم ربک الذی خلق، خلق الانسان من علق، اقرأ و ربک الاکرم، الذی علم
بالقلم، علم الانسان ما لم یعلم. (علق: 1ـ 5)

بخوان به نام پروردگارت که جهانیان را آفرید. انسان را از خون بسته سرشت بخوان !
و پروردگارت کریمترین است همان که آموخت با قلم، آموخت به انسان آنچه را که نمی
دانست.

در این آیات خداوند، خود را «معلم» می خواند و جالب این که معلم بودن خود را بعد
از آفرینش پیچیده ترین و بهترین شاهکار خلقت، یعنی انسان آورده است.

مقام معلم بودن خدا، بعد از آفرینش قرارداد. نوعی انسانی را که هیچ نمی دانست،
به وسیله قلم آموزش داد که این از اوج خلاقیت و هنر شگفت خداوند در امر آفرینش
حکایت دارد:

چو قاف قدرتش دَم بر قلم زد              هزاران نقش بر لوح عدم زد

از این رو، می توان گفت که هنر شگفت معلمی از آن خداوند
عالم است.

شهید ثانی رحمت الله درباره هنر معلمی خداوند می فرماید:

خداوند از آن جهت به وصف (اکرمیت) و نامحدود بودن کرامتش، توصیف شد که علم و
دانش را به بشر ارزانی داشته است. اگر هر مزیت دیگری، جز علم و دانش، معیار فضیلت
به شمار می رفت، شایسته بود همان مزیت با وصف (اکرمیت) در ضمن این آیات همراه و هم
پا گردد و آن مزیت به عنوان معیار کرامت نامحدود خداوند به شمار آید. کرامت الهی در
این آیات با تعبیر «الاکرام» بیان شده است. چنین تعبیری می فهماند که عالی ترین نوع
کرامت پروردگار نسبت به انسان با والاترین مقام و جایگاه او، یعنی علم و دانش هم
طراز است.

به همین جهت امام خمینی (ره) می فرمود:

معلم اول خدای تبارک و تعالی است ….. به وسیله وحی؛ مردم را دعوت می کند به
نورانیت؛ دعوت می کند به محبت؛ دعوت می کند به مراتب کمالی که از برای انسان
است.

داستانی زیبا از رابطه شاگرد و
معلم:

بهترین نوع این رابطه که سرشار از ادب و فروتنی است، در داستان حضرت موسی (ع) به
عنوان شاگرد و حضرت خضر (ع) در مقام معلم ـ نمود دارد. موسی (ع) مأمور شد تا از
بنده ای صالح به نام خضر (ع) کسب علم کند. قرآن آغاز گفت و گوی این معلم و شاگرد را
این چنین بیان می کند:

قال له موسی هل اتبعک علی ان تعلمن مما علمت رشداً * قال انک لن تستطیع معی
صبراً * و کیف تصبر علی ما لم تحط به خبراً * قال ستجدنی ان شاء الله صابراً و لا
اعصی لک امراً * قال فان اتبعتنی فلا تسئلنی عن   شی ءٍ حتی احدث لک منه ذکراً.
(کهف: 66 ـ 70)

موسی به او گفت: «آیا از تو پیروی کنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده که مایه
رشد است به من بیاموزی؟ گفت : «تو هرگز هم پای من نمی توانی صبر کنی و چگونه در
مورد چیزهایی که از آن شناخت نداری، شکیبایی می کنی؟» گفت: «اگر خدا بخواهد، مرا
شکیبا خواهی یافت و در هیچ کاری نافرمانی تو نمی کنم». گفت: اگر به دنبال من آمدی،
چیزی از من مپرس تا خودم از آن با تو سخن بگویم.»

معلم در کلام امام خمینی
(ره):

نقش معلم در جامعه، نقش انبیاست؛ انبیا هم معلم بشر هستند.

تمام ملت باید معلم باشند؛ فرزندان اسلام تمام افرادش معلم باید باشند و تمام
افرادش متعلم.

معلم در سخنان مقام معظم
رهبری:

دست توانای معلم است که چشم انداز آینده ما را ترسیم می کند.

اگر می بینید که امیرمؤمنان، مولای متقیان علی (ع) می فرماید: «من علمنی حرفاً
فقد صیرنی عبداً؛ هرکس چیزی به من بیاموزد، مرا غلام خویش کرده است.» این بیان برای
ما درس است تا معلمان، قدر خود را بدانند و تشخیص دهند که چقدر، وجود آنها در
سرنوشت یک ملت مؤثر است.

معلم در کلام استاد
مطهری:

معلم باید نیروی فکری متعلم را پرورش دهد و او را به سوی استقلال رهنمون شود.
باید قوه ابتکار او را زنده کند؛ یعنی در واقع، کار معلم آتش گیره دادن است. فرق
است میان تنوری که شما بخواهید آتش از بیرون بیاورید و در آن بریزید تا آن را داغ
کنید و تنوری که در آن هیزم و چوب جمع است و شما فقط آتش گیره از خارج می آورید و
آن قدر زیر این چوب ها و هیزم ها قرار می دهید که اینها کم کم مشتعل شود.

 

1. نام شعر: معلم شاعر: علی اله قاسمی

معلم باغبان باغ عشق است بسان
بلبلان شیدای عشق است
معلم بهترین معنای عشق است
معلم ناخدای راه عشق است
دم عیساییش باشد شفا بخش
بدان خاطر که او سرشار عشق است
بود اول معلم ذات اقدس
محمد بعد از او مولای عشق است
امیر المؤمنین باشد معلم
دم شمشیر او غوغای عشق است
ستیز انبیا با کفر و ظلمت معلم را مثال از کار عشق است
معلم باغبان باغ دانش مداد عالمان ابزار عشق است
شهیدان شمع بزم آفرینش
ولی آن شمع هم محتاج عشق است
بگفت استاد حق � ...

 


2. نام شعر: معلم شاعر: سهیلا عزیزی

کاشف رازهای نخستین من
رازدار دردهای نخستین من
معلم دیروز من بود
طلوع روزهای افتابی من
غروب غم های دیرین من
معلم دیروز من بود
اری ان معلم دیروز من
معلم فرداهای ‍‍‍‍برفرازونشیب من
درس جان بخش
خواستن توانستن است را
بر صفحه ی تیرگی های زندگیم کشاند
اری معلم دیروز من
چهارراه بن بست زندگی را
در کنار چشمه های خروشان عدالت
برایم دل نشین ساخت
باز هم می گویم ؟آری
آری آری آری
تنها او می تواند
سرافرازترین معلم من باشد
برخود می بالم ...

4. نام شعر: معلم بود شاعر: علیرضا الیاسی

حروف درس الفبا ی ما معلم بود
تمام صحبت ما یک صدا معلم بود
به روی تخته ی چوبی همیشه بی پایان
شروع نام خدابود، تا معلم بود
نگاه روشن دنیای کودکی هایم
به خشم و بوسه ی مادر ؤ یامعلم بود
خدا به وسعت ایمان به شکل هر واژه
ؤ جمله جمله ی ایثار ،با معلم بود
قسم به نام پیام آوران آگاهی
تمام درد بشر را دوا معلم بود
شکوه صبر وصلابت چو کوه می بارید
سه تیغ مهر ؤ سنگ بلا معلم بود
به دشتهای پر ازغنچه های پراحساس
گلی شکفته به نام وفا ،معلم بود
به هیچ زن ...

در جوهره خود کم و کم سوخت معلم
تا درس محبت به من اموخت معلم
درمکتب او تاک به افلاک رساندیم
نزدیک تر از هر کس و هر دوست معلم
عاشق شدن و ماندن در حس جوانی
با تیر قلم بر دلمان دوخت معلم
از نقش زدن با قلمی بر دل دیوار
نوری ز حقیقت به دل افروخت معلم
این شعر و قلم نیست سزاوار سپاسش
والاتر از این شعر زمان اوست معلم

 


6. نام شعر: استاد شاعر: سیما یاری

استاد هیچ وقت ندارند
استاد عاشقانه و بی خویش
از صبح تا به شام
در پشت میز کار بزرگی نشسته اند
و فکر می کنند
به کاتبان بارگه آن امیر وقت
که در اماله ها
آیا چه می کردند
هرگز کسی جز او
قادر به بسط و گسترش این جواب هست ؟
عالم در انتظار نشسته است وقت کم
اما به زودی زود
آن بزرگوار
با یک رساله ی جانانه
در باب جز جز اماله
و نقش آن در شعر
نام بلند خود را
بر صخره صخره ی ابدیت
جاوید می کنند
با یاوه های پوچ پریشان
درباره ی چکاوک و زنجیر و صبحدم
آشفته شان مکن
اس� ...

7. نام شعر: معلم شاعر: سجاد قر بانی

شعری از معلم
به نام و یاد الله تبارک به تو استاد خوب روزت مبارک
مبارک باشدت روزت معلم به تو ای کان علم و منبع حلم
تو که در هر مشقت همچو سنگی که در تعلیم ما هرگز نلنگی
گهی شادی گهی غمگین ونالان ولیکن درد تو همواره پنهان
به سان آب پاکی وزلالی که از سختی کار هرگز ننالی
کنم تفسیر تک تک آن حروفت معلم کان عشق است وعطوفت
به میمت مادر علمی واخلاق که قشلاق علومم کردی ییلاق
به آن عینت که هستی عاشق کار که از ...

8. نام شعر: معلم شاعر: امیر کلهر

معلم نوری از انوار عشق است
معلم حامل و سردار عشق است
معلم آیــــه هــــای جــــــاودانـی
طریقی خــوش بـرای زندگـانـی
بـــوَد مهتــاب جـان اندر سیاهی
مـعـلـم دستـگیـری در تـبـــــاهی
سرآغاز وجود و مهر و عرفان
بوَد او هدیه ای از سوی جانان
معلم سر پــنــــاه بـی پنـــــــاهی
معلم چــــون سپـیدی در سیـاهی‏
معلم آیـــــه های عشق جـانــــان
بـوَد او دین و دانش را نگهبـــان
معلم زنــدگـــانـی را اُمیــد است
سیاه جهل را نـــوری سپید ا ...

 

9. نام شعر: معلم شاعر: سید مصطفی سائس

خوشا! القاب و نام تو معلم
خوشا! عزو مقام و تو معلم
سخنهایت بود آب حیاتم
خوشا! درس و کلام تو معلم
ز تو دنیای من گردیده روشن
شود دنیا به کام تو معلم!
دعا گوی تو باشد سائس ما
همیشه شاد! کام تو معلم

 


10. نام شعر: روز معلم شاعر: ابوالفضل خداوردی

نمیشه دست کم گرفت روزی رو که داره میاد
این روزی که باعث شدش تکنولوژی بشه زیاد
به جرعت می تونم بگم بزرگ ترین روز همینه
تحول کل بشر تو عالم علمی اینه
روز معلم که میاد عالم و آدم میشه شاد
این روز فقط یه سمبله معلما رو کنی یاد
اونا که زحمت کشیدن برای ما تمام عمر
تو لحظه های زندگی خاطرهاشون شده گم
می خوایم یه روز رو یاد کنیم اونا رو توی کل سال
یه شاخه گل تقدیم کنیم به استاد خوب و باحال
استاد، معلم یا دبیر هرکی باشی دوست داریم
گوهر پر ارزش علم رو ...

[ دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ ] [ یوسف صبحی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

زندگی بافتن یک قالیست. نه همان نقش و نگاری که خودت میخواهی، نقشه را اوست که تعیین کرده. تو در این بین،فقط میبافی. نقشه را خوب ببین. نکند آخر کار،قالی زندگیت را نخرند.... "سهراب سپهری"
IS
امکانات وب



بیست تمپ


وبلاگ
نیاز پو
Online User